محل تبلیغات شما



جواد مخبریان javad mokhberian 

شهر مجازی > شهر‌ هوشمند - همشهری آنلاین:
شهرها داری زیرساخت یا سرمایه فیزیکی (physical capital) هستند. شهرها در عین حال به دانش ارتباطی یا زیرساخت اجتماعی که به آن سرمایه فکری (intellectual capital) هم می‌گویند احتیاج دارند.

سرمایه فکری در جهان معاصر برای رقابت شهرها با یکدیگر یک عامل تعیین کننده به حساب می‌آید و به همین خاطر است که شهر هوشمند (smart city) به تدریج به عنوان یک مفهوم مهم و یک ابزار راهبردی در روند ضرورت‌های تولید مدرن شهری مطرح شده است.

شهر هوشمند برخاسته از توجه به تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاع‌رسان است. این نوع شهرها به خاطر توجهی که به سرمایه‌های زیست محیطی و اجتماعی دارند؛ این روزها به ادبیات بازاریابی هم پیوسته‌اند.

Smart city

شهر هوشمند در دنیای معاصر به شهری گفته می‌شود که داری شش معیار اصلی زندگی هوشمند جدید است:

  • اقتصاد هوشمند (smart economy)
  • جابجایی یا حمل نقل هوشمند (smart mobility)
  • محیط هوشمند (smart environment)
  • مردم هوشمند (smart people)
  • زندگی هوشمند (smart living)
  • حکمرانی هوشمند (smart governance)

نظریه‌های مرتبط با شهر هوشمند، نظریه‌های سنتی منطقه‌ای رشد شهری و نیز نظریه‌های نئوکلاسیک رشد شهری هستند.

نظریه‌های رقابت منطقه‌ای، حمل و نقل، اقتصاد مرتبط با تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاع‌رسان، منابع طبیعی، سرمایه فیزیکی، سرمایه فکری، کیفیت زندگی و مشارکت شهروندان در حکمرانی همه به مفهوم شهر هوشمند ورود دارند.

شهر هوشمند در مجموع هنگامی متحقق می‌شود که سرمایه‌گذاری‌ها در عرصه سرمایه انسانی و اجتماعی، در عرصه  سنتی (حمل و نقل) و در عرصه مدرن (تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاع‌رسان) به توسعه پایدار بینجامد.

در همین زمینه:

                                        التماس دعا / محمد جواد مخبریان نژاد 

                                                               Javad Mokhberian 


 

دو جمله ی قابل تامل از ناپلئون بناپارت

در باره ی قرآن

 

محمد جواد مخبریان ؛

ناپلئون بناپارت» از اطرافیان راجع به مسلمین پرسید: مرکز مسلمین کجاست؟ مصر را به او معرفی کردند. با یک مترجم عرب به طرف مصر حرکت کرد. پس از ورود به قاهره، به کتابخانه آن شهر وارد شد.
به مترجمش گفت: یکی از این کتابها را برایم بخوان.
مترجم دست برد بین این همه کتب یکی را برداشت و گشود، دید قرآن است. چشمش به این آیه خورد:
إنّ هذا القرآنَ یَهدی للّتی هی أقوَم»(أسری، 9)
قرآن، مردم را به استوارترین راه هدایت می کند.
آیه را، برای ناپلئون» خواند و ترجمه کرد. ناپلئون»، از کتابخانه بیرون آمد. شب را تا صبح به فکر این آیه بود.
صبح بیدار شد و دو مرتبه به کتابخانه آمد. از مترجم خواست تا از همان کتاب دیروزی برایش بخواند.
قرآن را باز کرد، آیاتی چند از قرآن تلاوت کرد و ترجمه نمود. ناپلئون دوباره به خانه برگشت، شب را باز غرق فکر بود.
روز سوم بکتابخانه برگشت، چند آیه از قرآن را مترجم برایش خواند و ترجمه کرد، از کتابخانه بیرون آمدند. ناپلئون» پرسید: این کتاب مربوط به کدام ملّت است؟
مترجم گفت: مربوط به مسلمانان است، و اینان معتقدند: که این قرآن است و از آسمان به پیامبر عظیم الشأن آنها نازل گردیده.
ناپلئون» دو جمله گفت: یکی بنفع مسلمین، ویکی بضرر مسلمانان.
جمله اول این بود که گفت:
من از این کتاب استفاده کردم، واین طور احساس نمودم که اگر مسلمین از دستورات جامع این کتاب استفاده کنند ذلّت نخواهند دید.
و جمله دیگر اینکه:
تازمانیکه این قرآن در بین مسلمین حکومت کند، ودر پرتو تعالیم عالیه این برنامه جامع، زندگی کنند، مسلمین تسلیم ما نخواهند شد، مگر ما بین آنها و قرآن جدایی بیفکنیم. 

                                                   التماس دعا / محمد جواد مخبریان


 

 

 

السلام علیک یابن امیرالمومنین ( علیه السلام )

حضرت عباس (علیه السلام) امام نیست، اما چیزی از امامت کم ندارد / گفتاری

 

محمد جواد مخبریان نژاد

۲/مرداد/۹۴, ۲۱:۰۲

عباس (علیه السلام) به چه معناست و چرا او را ابوالفضل می نامیدند؟

پس از این که نوزاد خانه علی(علیه السلام)به عرصه گیتی گام نهاد، او را در قنداقه ای نهادند و به دست حضرت دادند. چشم ها منتظر و دل ها بی قرار بود تا ببینند امام، نوزادش را چه می نامد. آن حضرت نام عباس را را برگزید. عباس در اصطلاح عرب از ماده عَبَسَ به معنای درهم کشیدن بشره و گرفتگی صورت» است. برخی عباس را به معنای شیری گرفته اند که دیگر شیرها از او می گریزند و برخی دیگر ان را الاسد الغضبان؛ شیر خشمگین» ترجمه کرده اند. از آن جا امام علی(علیه السلام) از شجاعت و شکوه ایستادگی و پایمردی عباس(علیه السلام) در پیکار با دشمنان حقیقت آگاهی کامل داشت، او را عباس نامید.
 

[تصویر: 538647_408.jpg]

در منابع بسیاری، کنیه حضرت عباس(علیه السلام) را ابوالفضل بر شمرده اند که در بین کنیه های ایشان، ابوالفضل (= ابوفاضل، ابوالفضائل) مشهورترین است اما دیگر کنیه های او یا غیر مشهور هستند و یا این که پس از واقعه کربلا حضرت را بدان خوانده اند. در مورد این کنیه بحث وجود دارد که آیا این کنیه واقعی بوده و ایشان پدر فرزندی به نام فضل بوده اند یا اینکه این کنیه اعتباری و در واقع لقبی بوده است که به شکل کنیه به او نسبت داده اند.

نوشته اند در خاندان بنی هاشم هر که عباس نام داشته او را ابوالفضل کنیه می نهادند؛ همان گونه که عباس بن عبدالمطّلب و عباس بن ربیعة بن الحارث بن عبدالمطّلب و . نیز مکنّی به همین کنیه بوده اند که گفته ای مقبول و موجّه به نظر می رسد.

برخی دیگر گفته اند این کنیه برگرفته از برتری و فضلی بوده که از کودکی در حضرت نمود فراوان داشته و او را بدان صفت می شناخته اند آن گونه که در سوگ او نیز سروده اند: اَبَاالفَضْلِ یَا مَنْ أَسَّسَ الفَضْلَ وَ الإبا أَبِی الفَضْلُ اِلاّ اَنْ تَکُونَ لَهُ أَبا : ای ابوالفضل! ای کسی که هر برتری و پاکدامنی را بنا نهادی! آیا برای من برتری و فضلی وجود دارد که تو پدر آن نباشی؟ (آیا کسی می تواند فضلی داشته باشد که در تو نباشد)». هم چنین در بین اعراب و مسلمانان نیز چنین سنتی بسیار دیده می شده که کنیه افراد را بر اساس ویژگی های آنان می گذاشته اند.

گذشته از این همه این مطالب، در ردیف فرزندان عباس(علیه السلام) نام پسری را به اسم فضل آورده اند اما چون که فضل فرزندی نداشته، احتمال این که نام او از حافظه تاریخ ستُرده شده باشد، وجود دارد. این مسأله سبب شده که برخی برای توجیه کنیه حضرت عباس(علیه السلام) بر مطالبی مانند آنچه گذشت تمسک جویند گر چه هیچ یک از آنها با هم منافاتی ندارد و قابل جمع می باشد. یعنی وقتی در کودکی کسی را ابوالفضل بخوانند در او زمینه هایی هم ایجاد می شود که نام یکی از فرزندان خویش را فضل بگذارد.

حضرت عباس (علیه السلام) امام نیست، اما چیزی از امامت کم ندارد / گفتاری از آیت الله سید رضی شیرازی

حقیقت این است که حضرت عباس، امام نیست. برخی که بیشتر البته در عوام رائج است حضرت عباس را امام می شمرند. ایشان امام نیست و مقام امامت را دارا نیست. اما حقیقتی دیگر هم در عالم معرفت نهفته است و آن اینکه حضرت عباس هیچ چیزی از مقام امام کم ندارد. این معنای این است که وجود ایشان مقامات اخلاقی و ایمانی که در امام معصوم هست را سیر کرده و رسیده است. از منظر کلامی هیچ ایرادی به این موضوع وارد نیست. بنابراین مقام حضرت عباس پس از امام حسین مقامی عالی رتبه است که همه ائمه معصومین ما بر آن اذعان دارند. باب الحواحج است به طور ویژه. درک این خودش یک مقام علمی است که کار هر کسی نیست. مقام عصمت هم مراتب دارد. بله در مراتب بالایی حضرت عباس به مقام عصمت هم دست یافته است. اما قطعا عصمت پیامبران و چهارده معصوم مقاماتی دارد و عصمت حضرت زینب و حضرت عباس هم در مقاماتی است که قابل فهم و اثبات است.

اما درباره مسائل مربوط به کرامات حضرت عباس این طور نیست که کرامات خرافه باشد. این کرامات که از حضرات معصومین بیان شده عین عقل است. قطعا با عقل معاش و عقل ماده و دنیا قابل فهم نیست. اما اگر آدمی عقل عرفی دنیایی اش در ساحت عقل کبریایی و عقل قدسی وارد شود می تواند حقیقت اثبات پذیر این کرامات را درک کند. بنابراین اینکه می گویید آیا عقلی است باید بپرسید کدام عقل می خواهد این مقام کرامت را درک و فهم کند. البته عامه مردم که این کرامات را می بینند و با توسل به آن می رسند اینها از راه دل است که کرامت نصیب آنها می شود. اما در ک عقلی این مقام با عقل ملکوتی برای بزرگان معرفت حاصل می شود. از طرفی هم فرق هست بین معجزه و کرامت و خرافه. برخی کرامات حضرت عباس را معجزه می نامند که این هم اشتباه است. معجزه متعلق به پیامبران است. اختصاصی است. کرامات هم مراتب دارد. که حضرت عباس تمام مقامات را برای صدور کرامات از خودش طی کرده است. این با روایات قابل اثبات است. بگذریم از برخی یا بسیاری که با این کرامات سوء استفاده می کنند که خیلی راحت قابل تشخیص هستند. که اگر نگاه عقلانی و دقیق به معارف دینی داشته باشید، این سوء استفاده ها قابل شناخت است.

ادب، نقطه عطف زندگی حضرت عباس

حضرت قمربنی هاشم، نمونه کامل تحقق ادب در شخصیت یک انسان است. تولدش ادب بوده است. مادرش پس از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) باید گفت که مادر ادب بوده است. لذا تمام مراتب و مقاماتی که در اخلاق برای ادب ذکر شده در شخصیت حضرت عباس حلول پیدا کرده است. حالا این شخصیت مودب در مدینه، در مکه، در کربلا، در خانه و خانواده، در جامعه در بین ن، در بین بازاریان در بین همه به نام شخصیتی با ادب فردی و اجتماعی معرفی شده است. شخصیتی که گفته شده تمام مردان و ن عرب مدینه و مکه بر ادب و غیرت و پاکی این مردبزرگ غبطه می خوردند. حالا این ادب کجای جامعه مسلمان ما هست؟ چقدر هست؟ ن مسلمان ما باید وقتی مردی را می بینند غیرت و جوانمردی او را چنان درک کنند که، نشانه آن در حضرت عباس نمود داشته است. اگر می گوییم یا ابالفضل، باید تمام فضائل و نیکویی های اخلاقی هر کس به قدر و اندازه خودش در ما دیده شود.

نگاهی به عمارت و سقاخانه آستانه حضرت عباس

آستان مقدس حضرت عباس(علیه السلام) تاریخ مشترکی با آستانه سیدالشهداء ابی‌عبدالله‌الحسین(علیه السلام) دارد و یکی از مهمترین زیارتگاه های شیعیان جهان است. حضرت عباس(علیه السلام)، که به امر برادرش سیدالشهداء(علیه السلام) به منظور تهیه آب برای خیمه‌گاه خاندان نبوت به آبشخور فرات رفته بود، در یک جنگ دلیرانه در کنار نهر علقمی به شهادت رسید و به علت دوری محل شهادت وی از خیمه‌گاه سیدالشهداء(علیه السلام) و میدان نبرد و نیز شدت یافتن جنگ، پیکر مطهر او در همان محل باقی ماند و سپس همانجا نیز به خاک رفت.

بنی‌اسد، اولین کسانی بودند که قبر مطهر آن حضرت را به شکلی بارز و برجسته بنا کردند که آثار آن از بین نرود. اولین زائران این آستانه مطهر نیز نخست عبیدالله فرزند حرّ جعفی،‌ از برجستگان شیعه در کوفه و سپس در بیستم صفر سال 62 ق. صحابی مشهور جابر بن عبدالله انصاری بودند.

عمارت اول:

مختار ثقفی در سال 66 قمری، با کمک جمعی از اعراب و نیز ایرانیان که از شیعیان علی بن ابیطالب(علیه السلام) بودند به خونخواهی سیدالشهداء(علیه السلام) قیام کرد و در دوران قدرت و حکومت او (توسط خود وی یا دیگر شیعیان) اولین عمارت آستانه بنا گشت و این عمارت و به طور کلی تمام شهر کربلا کم کم رو به آبادانی نهاد، ولی هارون الرشید در سال 170 قمری دستور خراب کردن آن را داد.

عمارت دوم:

مأمون، که در سال 198 قمری قدرت را به دست گرفت، بر خلاف ت پدر خود و برای جلب رضایت و کمک شیعیان خراسان، برخورد دوستانه‌ای با شیعیان در پیش گرفت، لذا محبان خاندان عصمت و طهارت این فرصت تاریخی را مغتنم شمردند و بدینگونه، عمارت دوم آستانه در عصر مأمون انجام گرفت. در سال 232 قمری متوکل عباسی بر مسند خلافت نشست. وی که نسبت به شیعیان و آل ابی طالب عناد خاصی داشت، دستور داد آستانه حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) و حضرت عباس(علیه السلام) بلکه تمامی شهر کربلا را خراب کردند و پس از تخریب، تمامی منطقه را شخم زدند و به آن آب بستند.
 

[تصویر: 538648_219.jpg]

عمارت سوم:

المنتصر، خلیفه عباسی، بر خلاف ت پدر خود ـ متوکل ـ با شیعیان روش دوستانه و صمیمانه‌ای داشت. وی اموال زیادی بین علویین تقسیم کرد و حکم به تعمیر بنای شهر کربلا و آستانه حضرت عباس(علیه السلام) داد. در نتیجه، کربلا در عصر او رونق یافت و زائرین آن بقاع مطهر از اطراف و اکناف به سوی این شهر مقدس سرازیر گشتند.

عمارت چهارم:

در سال 367 ق. عضدالدوله دیلمی وارد بغداد شد، سپس به زیارت کربلا و نجف شتافت و دستور داد مرقد عظیم و با شکوهی برای حضرت عباس(علیه السلام) بنا کنند. بنای مزبور در سال 367 قمری آغاز شد و در سال 372 پایان یافت و عمارت امروزه آستانه مطهر حضرت عباس(علیه السلام) از عضدالدوله است که از شکوه و عظمت خاصی برخوردار است.

در عصر جلایریان:

پس از تأسیس دولت جلایریان در ایران و به قدرت رسیدن شیخ حسن ایلکانی در سال 740 قمری، سلطان اویس (فرزند شیخ حسن) تعمیرات را در این آستانه مطهر شروع نمود که در عصر فرزندش، سلطان احمد، در سال 786 پایان یافت و هدایای زیادی از ایران به آستانه مزبور ارسال شد.

در عصر صفویه:

شاه اسماعیل صفوی بنیانگذار حکومت شیعی صفویه، روی 25 جمادی الثانی 914 قمری فاتحانه وارد بغداد گشت و مورد استقبال بی‌نظیر شیعیان قرار گرفت. وی سپس در روز بعد، یعنی 26 جمادی الثانی، به سمت کربلا حرکت کرد و یک شبانه روز در حرم ابی عبدالله الحسین(علیه السلام) معتکف گشت، آنگاه به آستانه حضرت عباس(علیه السلام) شتافت و دستور تعمیرات وسیعی را در آن آستانه صادر نمود و دوازده قندیل از طلای خالص به نام دوازده امام را که با خود آورده بود به حرم حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) اهدا کرد.

تمامی حرم مطهر و رواقها را با فرش گرانبهای ابریشم‌ بافت اصفهان مفروش نمود و خدمه مخصوصی نیز برای نگاهداری و روشنایی قندیل آستانه استخدام کرد که تبار آن امروزه با عنوان (آ‎ل قندیل) در کربلا شهرت دارد. اسماعیل صفوی، همچنین دستور کاشی‌کاری گنبد صادر کرد که تا سال 1302 قمری کاشی‌کاری باقی بود.

در عصر نادرشاه افشار:

در سال 1153 قمری نادرشاه هدایای زیادی به آستانه حضرت عباس(علیه السلام) ارسال داشت و تعمیرات وسیعی در آن بارگاه ملکوتی انجام گرفت.

در عصر وهابیان:

در ذی الحجة الحرام سال 1216 قمری، که انبوه مردم برای درک زیارت عید غدیر از کربلا به نجف اشرف رفته بودند، سعود بن عبدالعزیز وهابی فرصت را مغتنم شمرد و با لشگری عظیم به شهر کربلا حمله برد و حکم به تاراج تمامی شهر داد و آستانه حضرت عباس(علیه السلام) را نیز خراب کرد و تمامی هدایای سلاطین و ملوک صفویه و نادرشاه و قندیل‌های طلا و نقره و غیره را به یغما برد.

در عصر قاجاریه:

پس از حمله وهابیهای سعودی به کربلا و رسیدن خبر این جنایت وحشتناک به ایران، مردم خیر ایران با همراهی و همدلی دولت وقت ایران (زمان فتحعلی شاه قاجار) کمک‌های سخاوتمندانه‌ای به این شهر ماتم‌زده نمودند و تمامی خرابی‌های وارده را ترمیم کردند. آستانه حضرت عباس(علیه السلام) نیز به شکل احسن تعمیر گشت و از جمله این تغییرات، نصب ضریح نقره اهدایی فتحلی‌شاه قاجار بود که در سال 1227 قمری انجام گرفت.

تعمیرات آن آستانه مقدسه در طول دوران قاجاریه قطع نشد و ناصرالدین شاه کاشی‌کاری گنبد را تجدید کرد (در سال 1304 قمری کاشی‌کاری صحن شریف، و در سال 1305 قمری کاشی‌کاری گنبد مطهر انجام یافت). همچنین، شیخ عبدالحسین تهرانی، معروف به شیخ العراقین، با استفاده از ثلث میرزاتقی خان امیرکبیر ـ صدر اعظم مشهور ایران ـ تعمیرات وسیعی در آستانه مزبور انجام داد.

در عصر حاضر:

آستانه حضرت عباس(علیه السلام) درحدود سیصد و پنجاه متری شمال شرقی آستانه سیدالشهداء ابی عبدالله الحسین(علیه السلام) قرار دارد و در یک میدان بزرگ هر دو آستانه را در برگرفته است. قبر مطهر در وسط حرم شریف واقع شده و بر روی آن صندوق خاتم نفیس اهدایی قرار دارد که با گذشت زمان تعمیراتی روی آن انجام شده است.

روی صندوق را ضریح نقره‌ای پوشانده که به همت بزرگ مرجع جهان تشیع، مرحوم آیت الله العظمی سید محسن حکیم (قدس سره) و با دست هنرمندان ایرانی در اصفهان با به کار بردن چهارصد هزار مثقال نقره خالص و هشت هزار مثقال طلا پس از سه سال کار مداوم در سال 1385 قمری در حرم مطهر نصب گشته است. چهار طرف حرم شریف دارای چهار رواق قرینه است که ابهت خاصی به حرم بخشیده و به یکدیگر منتهی می‌گردند. سقف و تمامی دیوارهای حرم مطهر و رواقها به دست هنرمندان ایرانی آینه‌کاری شده و بر فراز ضریح یک گنبد بزرگ بنا گردیده که در سال 1375 قمری طلاکاری آن انجام یافته است.
 

[تصویر: 538649_991.jpg]

دو مناره و یک صحن

در دو طرف ایوان جنوبی حرم، دو مأذنه (مناره) به شکل زیبایی سر به فلک کشیده است. در قسمت جنوبی حرم یک ایوان سرتاسری سرپوشیده واقع شده است که در وسط آن یک در ِ طلایی میناکاری ساخت اصفهان و در سمت شرق و غرب آن نیز دو در کوچک دیگر واقع است که هر سه در به داخل رواق جنوبی منتهی می‌شود.

آستانه حضرت عباس(علیه السلام) دارای یک صحن چهارگوش است که حرم مطهر در وسط آن واقع شده و در چهار طرف صحن حجراتی بنا گشته که در آن جمع کثیری از علمای امامیه و سلاطین و امرای شیعه دفن شده‌اند و کاشی‌کاری موجود در تمامی صحن آستانه، مربوط به عصر قاجاریه و بعد از آن است. صحن شریف دارای هشت در بزرگ ورودی و خروجی است: در قسمت جنوب صحن، در قبله و یا درب‌الرسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و در قسمت شمال در ِامام محمد جواد(علیه السلام) قرار دارد.

قسمت غرب صحن دارای چهار در است: 1. در ِامام حسن(علیه السلام) 2. در ِ امام حسین(علیه السلام) 3. در ِ امام صاحب امان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 4. در ِ امام موسی بن جعفر(علیه السلام). قسمت شرقی صحن نیز دارای دو در به نامهای در ِامام امیرالمؤمنین(علیه السلام) و در ِ امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) می‌باشد. مساحت آستانه عباس(علیه السلام) بالغ بر 4370 متر مربع است و از نظر نقشه و سبک معماری مانند آستانه سیدالشهداء ابی‌عبدالله‌الحسین (علیه السلام)، منتها کوچکتر از آن است.

سقاخانه‌ها

در صحن حضرت ابوالفضل(علیه السلام) دو سقاخانه عمومی وجود داشته است:

1. یکی از این آبخورگاه‌ها در ضلع شرقی صحن و در مقابل مقبره راجه قرار داشته و بهره هند (طایفه‌ای از اسماعیلیان) آن را نوسازی کرده بودند و در جوار آن نیز دو درخت میوه و یک درخت سدر بوده است.

2. دیگری در ضلع غربی،‌ در جوار باب السوق بوده و در نزدیک آن دو درخت خرما وجود داشته است. البته امروزه از این آبخورگاه‌ها و همچنین از درختان نخل و سدر اثری نیست.

 

                                        التماس دعا / محمد جواد مخبریان نژاد 


دو جمله قابل تأمل از ناپلئون درباره قرآن

 

 

دو جمله قابل تأمل از ناپلئون درباره قرآن

ناپلئون بناپارت از اطرافیان راجع به مسلمین پرسید: مرکز مسلمین کجاست؟ مصر را به او معرفی کردند. با یک مترجم عرب به طرف مصر حرکت کرد. پس از ورود به قاهره، به کتابخانه آن شهر وارد شد.
به مترجمش گفت: یکی از این کتابها را برایم بخوان.
مترجم دست برد بین این همه کتب یکی را برداشت و گشود، دید قرآن است. چشمش به این آیه خورد:
إنّ هذا القرآنَ یَهدی للّتی هی أقوَم(أسری، 9)
قرآن، مردم را به استوارترین راه هدایت می کند.
آیه را، برای ناپلئون خواند و ترجمه کرد. ناپلئون، از کتابخانه بیرون آمد. شب را تا صبح به فکر این آیه بود.
صبح بیدار شد و دو مرتبه به کتابخانه آمد. از مترجم خواست تا از همان کتاب دیروزی برایش بخواند.
قرآن را باز کرد، آیاتی چند از قرآن تلاوت کرد و ترجمه نمود. ناپلئون دوباره به خانه برگشت، شب را باز غرق فکر بود.
روز سوم بکتابخانه برگشت، چند آیه از قرآن را مترجم برایش خواند و ترجمه کرد، از کتابخانه بیرون آمدند. ناپلئون پرسید: این کتاب مربوط به کدام ملّت است؟
مترجم گفت: مربوط به مسلمانان است، و اینان معتقدند: که این قرآن است و از آسمان به پیامبر عظیم الشأن آنها نازل گردیده.
ناپلئون دو جمله گفت: یکی بنفع مسلمین، ویکی بضرر مسلمانان.
جمله اول این بود که گفت:
من از این کتاب استفاده کردم، واین طور احساس نمودم که اگر مسلمین از دستورات جامع این کتاب استفاده کنند ذلّت نخواهند دید.
و جمله دیگر اینکه:
تازمانیکه این قرآن در بین مسلمین حکومت کند، ودر پرتو تعالیم عالیه این برنامه جامع، زندگی کنند، مسلمین تسلیم ما نخواهند شد، مگر ما بین آنها و قرآن جدایی بیفکنیم.
_________________________
منبع: 
همای سعادت، ج1 ص70.

 

   

   


 

بیست و پنج سئوال برای کشف هدف زندگی


 

   
   

o.

 

 

 

 

 

 


 


هر انسانی برای زندگی خود اهدافی دارد. هدف داشتن، مانند اعتماد به نفس، ارزش و دلیلی برای ادامه زندگی است و اگر انسان از وجود اهداف زندگی خود آگاه باشد، یا نباشد، به ارزش واقعی آنها خدشه ای وارد نمی شود. درست مانند واقعیت های جهان هستی؛ آگاهی و یا عدم آگاهی ما، باعث هیچگونه تغییری در آنها نمی شود.


اگر در مورد اهداف زندگی خود شک و تردید دارید، اصلا ناراحت نباشید. افراد زیادی هستند که حتی، هدف داشتن را به تمسخر می گیرند! مانند بسیاری از جوانان و شاید خود شما در دوران جوانی!


بسیاری از مردم بصورت شناور بروی جریان زندگی، بدون هدف و برنامه ریزی، مشغول گذران عمر هستند. این امری طبیعی است که انسان روز به روز زندگی خود را سپری کند. یک روز، پر از تنش و عصبانیت و روز دیگر آرام و بدون خشونت، مانند اقیانوسی که در یک گوشه آن طوفان و در گوشه ای دیگر آرام و آفتابی است.


بهر حال، زندگی از بدو تولد تا سنین بلوغ و بزرگسالی و پایان باشکوه آن، بصورت شناور ادامه دارد. آیا این واقعا همان چیزی نیست که همه خواهان آن هستیم؟ یک زندگی بدون تشویش و نگرانی؟


بدون شک این یک زندگی دلخواه است، ولی انسان می تواند بیشتر بخواهد و برای خواست و دریافت بیشتر، به هدف نیازمند است. هدف زندگی!


هدف زندگی، دلیل اصلی قرار گرفتن انسان بروی زمین است. وظیفه ما در روی این کره خاکی چیست؟ احتمالا بیش از آنچه تنها، روز خود را به اتمام برسانیم یا بیش از آنچه تنها، از گذراندن اوقات خود لذت ببریم.

جمله هیچ پاسخ اشتباهی وجود ندارد، هنگامی یک جواب خوب است که سئوال در مورد هدف زندگی باشد. چیزی به نام هدف اشتباه در زندگی وجود ندارد و هیچ یک از ما انسان ها، هدف کاملا همسان با یکدیگر نداریم. اهداف زندگی ما، مانند خود ما، یگانه و ویژه است. در اینجا باید توجه بیشتری را بخود معطوف کنیم، چرا که افراد و شرایط بسیار زیادی در صدد دورکردن، و حتی، منصرف کردن ما از اهدافمان هستند.


برای افراد مختلف، اهداف متفاوتی در زندگی وجود دارد. کتاب نوشتن، اتمام مسابقه دو ماراتن، تولید محصولات جدید، انتقال دانش، عکاسی از طبیعت، کاهش فقر و گرسنگی، کمک به همنوع، و.


سایه ای، رنگی، صدایی، زاویه ای میان هر یک از ماست که تفاوت ها را ایجاد می کند.


هر یک از اهداف یاد شده برای یک نفر در گوشه ای از این دنیا، بسیار جدی است و هیچ چیزی نمی تواند میان او و هدفش قرار گیرد. اهداف زندگی، هدیه هستی و به ارمغان آورنده امید و معنا برای انسان است.


چگونه می توان هدف زندگی را، اگر واقعا نمی دانید که چه باید بکنید، پیدا کرد؟ در اینجا 25 سئوال وجود دارند که با پاسخ به آنها، میتوان هدف اصلی زندگی را یافت. این بیشتر یک روش تحلیلی برای پیدا کردن هدف زندگی است.

سئوالات کوتاه هستند، ولی جواب ها می توانند طولانی باشند. محدودیت زمانی برای پاسخ به سئوالات وجود ندارد و بهترین هنگام برای پاسخ به این سئوالات، صبح؛ بعد از بیداری کامل از خواب است. قبل از اینکه هرج و مرج زندگی روزمره، ذهن شما را درگیر سازد. بهترین همراه می تواند؛ شنیدن به موسیقی دلخواه در کنار حیوان مورد علاقه خانگی شما باشد، در گوشه ای آرام با شرایطی هماهنگ!


یک) چه چیزی خواست مرا برآورده می کند؟


دو) چه چیزی باعث حرکت من می شود؟


سه) چه چیزی برایم الهام بخش است؟


چهار) چه چیزی در سئوالات 1، 2 و 3 مشترک است؟


پنج) با جواب یه سئوال 4، چه مشکلی از دیگران حل می کنم؟


شش) چه چیزی باعث شکست من می شود؟


هفت) چه چیزی برایم دردآور است؟


هشت) چه چیزی مرا اندوهگین می کند؟


نه) چه چیزی در سئوالات 6، 7 و 8 مشترک است؟


ده) با جواب به سئوال 9، چه مشکلی از دیگران حل می کنم؟


یازده) از چه چیزی وحشت دارم؟


دوازده) چه چیزی نگرانم می کند؟


سیزده) چه کاری برای تغییر جواب 11 و 12 می توانم انجام دهم؟


چهارده) با این تغییر، چه کمکی به دیگران می کنم؟


پانزده) چه کاری را با عشق انجام می دهم؟


شانزده) احساسم در زمان انجام جواب 15 چیست؟


هفده) اگر جواب 15 را متوقف کنم، چه می شود؟


هجده) اگر جواب 15 را همیشه انجام دهم، چه می شود؟


نوزده) از چه کاری منزجرم؟


بیست) وقتی کار جواب 19 را انجام می دهم، چه احساسی دارم؟

بیست و یک) اگر کار جواب 19 را متوقف کنم، چه می شود؟


بیست و دو) اگر جواب 19 را برای همیشه انجام دهم، چه می شود؟


بیست و سه) چرا اینجا هستم؟


بیست و چهار) وظیفه من در اینجا چیست؟

بیست و پنج) اگر من نباشم و یا کاری انجام ندهم، جهان چه چیزی را از دست می دهد؟


حال چه خواهد شد؟ آیا می خواهید که هدف اصلی خود را در زندگی شناسایی کنید؟

 

 

 

 

 

 

 

                       

 

 

در صورتی که علاقمند هستید خبرهای  آموزشی از طریق پیامک برای شما ارسال شود

شماره تلفن همراه خود را در خبرنامه پیامکی ثبت فرمایید

 

 

 

 

 

 

 





 

 

               
  برای اطلاع از به روز شدن سايت  فکرنو  ، ابتدا نام و سپس  پست الکترونيکی  خود را وارد نماييد.      

 

 

 

 

         جستجو در سايت فکر نو

 

   

 

 

 

بازگشت به صفحه اصلی  

 

 

 

 سایت فکرنو-سایت خلاقیت ،نوآوری و کارآفرینی


wwww.fekreno.org

 

 

 

 

 

 


زندگینامه کامل امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

 

 

 

زندگینامه کامل امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)



[تصویر: hazrat-mahdi.jpg]







آخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست.

زندگينامه امام زمان، حضرت مهدي (علیه السلام) 
نام: محمد بن الحسن
كنيه: ابوالقاسم
امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم نام و هم كنيه حضرت پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. در روايات آمده است كه شايسته نيست آن حضرت را با نام و كنيه، اسم ببرند تا آن گاه كه خداوند به ظهورش زمين را مزيّن و دولتش را ظاهر گرداند.


القاب امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب امان، قائم و خلف صالح.
شيعيان در دوران غيبت صغرى ايشان را ناحيه مقدسه» لقب داده بودند. در برخى منابع بيش از 0 لقب براى امام زمان(علیه السلام) بيان شده است.

ولادت امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف): 
وی یگانه فرزند امام عسکری علیه السلام یازدهمین امام شیعیان است. امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در سحرگاه نیمه شعبان 255 ق در سامرّا چشم به جهان گشود و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر، و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال 260 ق به دنبال شهادت حضرت عسکری علیه السلام ـ همچون حضرت عیسی علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که در سنین کودکی عهده دار نبوّت شده بودند ـ در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپری شدن دوران غیبت با تشکیل حکومت عدل جهانی احکام الهی را در سرتاسر زمین حاکمیت خواهد بخشید.

آخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، در سحرگاه روز جمعه نیمه شعبان قدم به جهان هستی گذاشتند.


سیمای 
امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه اطهار علیهم السلام هر کدام در سخنان خود به اوصاف امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اشاره کرده اند. حضرت امام رضا علیه السلام در توصیف ویژگی های چهره و سجایای اخلاقی و ویژگی های برجسته آن حضرت می فرمایند: قائم آل محمد(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هاله هایی از نور چهره زیبای او را احاطه کرده است رفتار معتدل و چهره شادابی دارد. از نظر ویژگی های جسمی شبیه ترین فرد به رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. نشانه خاصّ او آن است که گرچه عمر بسیار طولانی دارد، ولی از سیمای جوانی برخوردار است؛ تا آن جا که هر بیننده ای او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند. از دیگر نشانه های او آن است که تا زمان مرگ با وجود گذشت زمان بسیار طولانی هرگز نشان پیری در چهره او دیده نخواهد شد».

حجت خدا
روزی عثمان بن سعید بن عمری به همراه حدود چهل نفر از بزرگان شیعه به حضور امام عسکری علیه السلام رسیدند تا درباره جانشین آن حضرت سؤال کنند و در آینده از ایجاد اختلاف در مسئله امامت جلوگیری کنند. راوی می گوید: وقتی عثمان بن سعید به حضرت عسکری علیه السلام گفت: آمده ایم تا درباره مطلب مهمی که شما به آن آگاه ترید از شما سؤال کنیم، حضرت عسکری علیه السلام فرمودند: بنشین عثمان. پس از ساعتی امام علیه السلام فرمودند: آیا می خواهید بگویم به چه منظوری آمده اید؟ همه گفتند: ای فرزند رسول خدا، بفرمایید. آنگاه حضرت فرمودند: آمده اید تا درباره حجت خدا و امام پس از من بپرسید. همه گفتند: آری. در این لحظه ناگهان پسری که چهره درخشانی چون ماه داشت و از هر حیث به امام عسکری علیه السلام شبیه بود وارد شد. حضرت فرمودند: بعد از من پیشوای شما و جانشینم این فرزند من است. مواظب باشید پس از من در دین دچار آشفتگی نشوید.
دوران زندگی امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)دوران زندگی امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به چهار دوره تقسیم می شود:


1) از تولد تا غیبت امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف):
امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.
2) غیبت صغری امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف): 
پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.
3) دوره غیبت کبری امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف): 
این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.
4) دوره حکومت امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف): 
پس از ظهور، امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.

صورت و سيرت امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 
چهره و شمايل حضرت مهدي ( ع ) را راويان حديث شيعي و سني چنين نوشته اند چهره اش گندمگون ، ابرواني هلالي و كشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ، شانه اش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بيني اش كشيده و زيبا، پيشاني اش بلند و تابنده . استخوان بندي اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت .گونه هايش كم گوشت و اندكي متمايل به زردي - كه از بيداري شب عارض شده -بر گونه راستش خالي مشكين . عضلاتش پيچيده و محكم ، موي سرش بر لاله گوش ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در هاله اي از شرم بزرگوارانه و شكوهمند غرق . قيافه اش از حشمت و شكوه رهبري سرشار .نگاهش دگرگون كننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " .حضرت مهدي صاحب علم و حكمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وي نهمين امام است از نسل امام حسين ( ع ) اكنون از نظرها غايب است . ولي مطلق و خاتم اولياء و وصي اوصياء و قائد جهاني و انقلابي اكبر است . چون ظاهر شود ، به كعبه تكيه كند ، و پرچم پيامبر ( ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احكام خدا را در سراسر گيتي جاري كند . و جهان را پر از عدل و داد و مهرباني كند .حضرت مهدي ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلي است و همه هستي او را فراگرفته است . مهدي ( ع ) عادل است و خجسته و پاكيزه . ذره اي از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند . در حكومت او ، به احدي ناراحتي نرسد مگر آنجا كه حد خدايي جاري گردد .مهدي ( ع ) حق هر حقداري را بگيرد و به او بدهد . حتي اگر حق كسي زير دندان ديگري باشد ، از زير دندان انسان بسيار م و غاصب بيرون كشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حكومت مهدي ( ع ) حكومت جباران و مستكبران ، و نفوذ سياسي منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مكه - قبله مسلمين - مركز حكومت انقلابي مهدي شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند .برخي به او بگروند ، با ديگران جنگ كند ، و هيچ صاحب قدرتي و صاحب مرامي ، باقي نماند و ديگر هيچ سياستي و حكومتي ، جز حكومت حقه و سياست عادله قرآني ، در جهان جريان نيابد . آري ، چون مهدي ( ع ) قيام كند زميني نماند ، مگر آنكه در آنجا گلبانگ محمدي : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .در زمان حكومت مهدي ( ع ) به همه مردم ، حكمت و علم بياموزند ، تا آنجا كه ن در خانه ها با كتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) قضاوت كنند . در آن روزگار ، قدرت عقلي توده ها تمركز يابد . مهدي ( ع ) با تاييد الهي ، خردهاي مردمان را به كمال رساند و فرزانگي در همگان پديد آورد . .مهدي ( ع ) فرياد رسي است كه خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد .در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتي بيمانند دست يابند . حتي چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين گياهان بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينه هاي زمين و ديگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدي ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد ، رسم ستم و شبيخون و غارتگري برافتد و جنگها از ميان برود .در جهان جاي ويراني نماند ، مگر آنكه مهدي ( ع ;) آنجا را آباد سازد .در قضاوتها و احكام مهدي ( ع ) و در حكومت وي ، سر سوزني ظلم و بيداد بر كسي نرود و رنجي بر دلي ننشيند .مهدي ، عدالت را ، همچنان كه سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه هاي مردمان كند و دادگري او همه جا را بگيرد .

اصحاب و ياران امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

1. عثمان بن سعيد عمروى (متوفاى سال 265 ق.).

2. محمد بن عثمان عمروى (متوفاى سال 304ق.).

3. حسين بن روح نوبختى (متوفاى سال 326ق.).

4. على بن محمد سمرى (متوفاى سال 329ق.).

اين چهار تن نماينده بلافصل امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بودند كه در ايام غيبت صغرى، پس از شهادت امام حسن عسكرى(علیه السلام)، از سال 260 تا 329، به مدت 70 سال به ترتيب، واسطه ميان امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وشيعيان ايشان بودند. اين چهار نفر به نوّاب اربعه» مشهورند. ولى در هنگام خروج آن حضرت، 313 نفر از يارانش به او پيوسته و نخستين هسته لشكريان امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را تشكيل مى‏دهند. علاوه بر آنان، هزاران نفر در ايام غيبت آن حضرت به اين مقام ارجمند نايل شده‏اند كه بر ديگران پنهان مانده است و پنهان خواهد ماند. همچنين افراد بسيارى در ايام غيبت به محضرش شرفياب گشته و از عناياتش بهره‏مند شده‏اند كه در اين جا به نام برخى از آنان اشاره مى ‏گردد:

1. اسماعيل بن حسن هرقلى.
2. سيد محمد بن عباس جبل عاملى.
3. سيد عطوه علوى حسنى.
4. اميراسحاق استرآبادى.
5. ابوالحسين بن ابى بغل.
6. شريف عمر بن حمزه.
7. ابوراجح حمامى.
8. شيخ حر عاملى.
9. مقدس اردبيلى.
10. محمد تقى مجلسى.
11. ميرزا محمد استرآبادى.
12. علامه بحر العلوم.
13. شيخ حسين آل رحيم.
14. ابوالقاسم بن ابى جليس.
15. ابو عبداللَّه كندى.
16. ابو عبداللَّه جنيدى.
17. محمد بن محمد كلينى.
. محمد بن ابراهيم بن مهزيار.
19. محمد بن اسحاق قمى.
20. محمد بن شاذان نيشابورى.

زمامداران معاصر امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 

امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از زمان تولد (سال 255 هجرى) تا زمان ظهور و تشكيل حكومت جهانى، با تمام حاكمان و زمامداران كشورهاى اسلامى و غير اسلامى، معاصر بوده و خواهد بود؛ اما خلفاى عباسى كه در ايام غيبت صغراى آن حضرت بر مسلمانان حكومت راندند، عبارتند از:

1. مهتدى عباسى (255 - 256ق.).

2. معتمد عباسى (256 - 279ق.).

3. معتضد عباسى (279 - 289ق.).

4. مكتفى عباسى (289 - 295ق.).

5. مقتدر عباسى (295 - 320ق.).

6. قاهر عباسى (320 - 322ق.).

7. راضى عباسى (322 - 329ق.).

8. متقى عباسى (329 - 333ق.).

هنگامى كه امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور كند و قيام آزادى بخش وى فراگير شود، برخى از سلاطين و حاكمان كشورها در برابر او تواضع نموده و سر تسليم فرود مى‏آورند و برخى ديگر با آن حضرت، به مقابله و منازعه بر مى‏خيزند و پس از درگيرى، متحمل شكست و اضمحلال خواهند شد و حكومت آن حضرت، از شرق تا غرب كره زمين را فرا خواهد گرفت. در اين باره، روايات فراوانى از معصومين(علیه السلام)نقل شده است كه براى نمونه، حديثى را از امام محمد باقر(علیه السلام) بيان مى‏كنيم:

عَن أبي جعفر(علیه السلام) قال: القائِمُ مِنّا مَنصُورٌ بالرُّعبِ، مُؤيّدٌ بالنَّصر، تُطوى‏ له الأرضُ وَتظهَرُ لَهُ الكنوزُ ويبلغُ سُلطانه المشرقَ والمغرِبَ ويُظِهرُ اللَّهُ دينهُ على الدّينِ كُلّه ولو كَرِهَ المُشركون فلا يَبقى‏ على وجهِ الأرضِ خرابٌ إلّا عمّر وينزلُ روحُ‏اللَّهِ عيسى بن مريم فيُصلّي خلفه.(1)

قيام كننده از ما منصور به رعب و مؤيّد به نصر است. زمين از براى او در نورديده شود و گنج‏هاى پنهان را براى او آشكار كند. سلطنت و حكومت او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند منان، به دست او دين خود را بر همه دين‏ها غالب گرداند، اگر چه مشركان را خوش نيايد. در روى زمين هيچ خرابى باقى نماند، مگر اين كه آبادش كند و روح اللَّه، عيسى بن مريم از آسمان نازل شده و بر او اقتدا كند و پشت سرش نماز بخواند.

 

 

 

​​​​​

​​​​​​​

 

 

 

گوجی بری 

گوجی بری بسته یک کیلویی


توضیح کامل گوجی بری در سه قسمت گوجی بری چیست، فواید استفاده گوجی بری و نحوه مصرف گوجی بری:

 

گوجی بری چیست؟
گوجی بری نخستین بار توسط یک محقق که در زمینه زندگی جامعه باستان تحقیق می کرد در یک منطقه از هیمالیا کشف شد.
گوجی بری از خانواده‌ سولاناسه است، این خانواده از گیاهان در دسته میوه و سبزیجاتی مثل سیب زمینی، گوجه فرنگی، بادمجان و فلفل جای می‌گیرد، همچنین گوجی بری، نوعی گیاه مثمر دارویی و از گونه های تمشک به شمار می رود.
این میوه متعلق به آسیا خصوصا شمال و جنوب چین است. دو نوع از آن به نام‌های L.chinense که در جنوب چین و نوع L. barbarum در شمال چین رشد می‌کنند. در مطالعات دارویی از این میوه استفاده شده است. گوجی بری به نام‌های مختلفی از جمله  وُلف بریwolfberries  یا تیبتن گوجی Tibetan goji  نامیده می‌شود. در ایالات متحده از اوایل قرن 21 گوجی بری به خاطر ارزش غذایی‌ اش محبوب شد، اثرات درمانی میوه و عصاره آن برای قرن‌ها مورد استفاده‌ بشریت بوده است. گوجی بری حدود 2000 سال است که در چین کاشته می‌شود و نام الماس قرمز را به خود اختصاص داده است.
علاوه بر میوه، گیاه دارای قسمت‌های دیگری مثل گل، برگ، بذر و ریشه است که در چین این قسمت‌ها هم مورد استفاده قرار می‌گیرد. طبیعت ولف‌بری سرد و طعم آن شیرین است.
میوه‌ وُلف بری در چین به نام گوجی ‌بری نیز شناخته می‌شود که از 200 سال قبل از میلاد در طب سنتی استفاده می‌شده است، مزایای گوجی ‌بری در یک کتاب قدیمی ذکر شده که به طور کامل دانش دارویی و کشاورزی در دوره‌ امپراطور شِن نانگ را توضیح می‌دهد، نام علمی گوجی بری Lycium barbarum است.
بیش از 2000 سال است که گوجی ‌بری در طب سنتی چینی استفاده می‌شود، در برخی افسانه ‌ها گفته شده که در کوه‌ های هیمالیا راهبان برای کمک به مراقبت، سلامت، سر زندگی، طول عمر، انرژی و استقامت‌ شان، گوجی بری را در آب گرم می‌خیساندند و می‌خوردند، محققی در مسیر پژوهش هایش متوجه شد که برخی از اعضای جوامع باستان در منطقه هیمالیا علاوه بر سلامت کامل جسمی، طول عمری بیش از یکصد سال داشتند و در تحقیقاتش یکی از عوامل مهم در این زمینه را مصرف گوجی بری دانست.
کشت گیاه مثمر گوجی بری در آسیا سابقه 1900 ساله دارد و یکی از مواد مهم در طب سنتی چین به شمار می رود.
گوجی بری هم اکنون در قاره آمریکا از جمله کشور آمریکا و برزیل به عنوان نوعی گیاه دارویی ضد سرطان مورد استفاده قرار می گیرد.
 این میوه کمیاب و گران قیمت در سال های اخیر در کشورهای غربی معرفی شده است و در حال ورود به بازار تجارت اروپا و آمریکا به عنوان یکی از باارزش ترین گیاهان دارویی و اکسیر جوانی و سلامتی است.
پژوهش های صورت گرفته در آمریکا نشان داده است که گوجی بری دارای بالاترین سطح آنتی اکسیدان در بین میوه هاست و به همین دلیل هم موجب کاهش رشد و عدم پیشرفت سلول های سرطانی و کاهش عوارض شیمی درمانی و مانع تشکیل تومور و رشد آن می شود.
گوجی بری میوه ای خاص است که طعم شیرینی دارد و خشک شده آن مانند کشمش است.

 

فواید و خواص گوجی بری:
تنظیم قند خون از جمله برای افراد دیابتی، تامین 0 درصد از ویتامین آ مورد نیاز روزانه و جلوگیری از بیماری چشم دژنراسیون ماکولا، منبع سرشار آهن و اسید فولیک ( 15 برابر اسفناج )، حاوی 21 ماده معدنی از جمله روی، کلسیم، ژرمانیوم، سلیوم و فسفر از جمله خواص میوه و دمنوش گیاه گوجی بری است.
تحقیقات گسترده ‌ای درباره‌ خصوصیات گوجی ‌بری مثل  ایجاد احساس خوب بودن، بهبود بیماری‌های عصبی، صفات روانشناختی، سلامت گوارش، کمک به سیستم عضلانی-اسکلتی و بهبود سلامت قلبی عروقی شده است. برای افزایش سطح انرژی، می‌توان گوجی ‌بری را به وعده ‌های غذایی اضافه کرد.
مزایای دیگرگوجی‌ بری در درمان طبیعی دیابت، فشار خون، بیماری‌های عفونی و بیماری‌های شایع مثل سرماخوردگی و تب است. به طور سنتی در درمان افسردگی، اضطراب و دیگر اختلالات خلقی نیز استفاده می‌شود. هم چنین یک منبع عالی از آنتی اکسیدان‌های شناخته شده مثل بتاکاروتن و غذاهای گیاهی است که در در حفاظت پوست و چشم کمک می‌کنند. گوجی بری خصوصیات دیگری مثل کاهش گلوکز خون، تنظیم سطح کلسترول و توازن تری گلیسرید و جلوگیری از بیماری‌های قلبی دارد.
در زیر محدوده‌ ویتامین‌ها، مواد معدنی و فیتوشیمیایی موجود در گوجی بری ذکر شده است :
یک چهارم فنجان گوجی بری خشک دارای مقادیر زیر است :
100 کالری
0 گرم چربی
3 گرم فیبر
13 گرم شکر
4 گرم پروتئین
140درصد ویتامین A
163-35 درصد ویتامین C
100 ویتامین B
91 درصد سلنیوم
24 درصد پتاسیم
100-10 درصد آهن
10-4 درصد کلسیم
آمینو اسید (11 تای آن ضروری هستند)
5 منبع اسید چرب اشباع شامل آلفا لینولنیک اسید و  اسید لینولئیک
مواد فیتوشیمیایی از جمله بتا کاروتن، زیگزانتین، لیکوپن، کریپتوکسانتین، لوتئین وپلی ساکارید

وزارت کشاورزی آمریکا اعلام کرده است که گوجی بری، سیب، کشمش، بلوبری و انار دارای آنتی اکسیدان‌های مختلفی هستند اما چیزی که گوجی ‌بری را از سایر آن‌ها جدا می‌کند آمینو اسیدها، اسیدهای چرب و آنتی اکسیدان‌های خاص است.
داشتن اسید آمینه به خصوص 11 نوع ضروری در میوه‌ ها امری نادر است که این امر در گوجی بری اتفاق افتاده است. همچنین به یاد داشته باشید که هر میوه‌‌ای، سطوح مختلفی از آنتی اکسیدان را دارد. با خوردن این میوه مواد مغذی زیادی دریافت می‌شود. برای مثال گوجی بری نسبت به پرتقال 500 برابر ویتامین C  بیشتری دارد.
بیشتر افراد از طعم گوجی بری خوش‌ شان می‌آید. از نظر طعم، چیزی بین گیلاس و بلوبری است. از نظر ظاهری شبیه به کشکمش هستند اما رنگی صورتی روشن‌ و طعم ترش و شیرینی دارند.
1. ارائه سطح بالایی از آنتی اکسیدان و مواد مغذی:
گوجی بری مانند بسیاری از غذاهای مقوی دیگر یک منبع غنی از  آنتی اکسیدان است که به تقویت سیستم ایمنی بدن کمک می‌کند تا در برابر رادیکال‌های آزاد مقابله کند.گوجی بری نسبت به سایر میوه‌ها مقدار آنتی اکسیدان بیشتری دارد در نتیجه باعث کاهش استرس اکسیداتیو می‌شود.
یکی دیگر از مزایای فوق العاده‌ی گوجی بری  این است که در هربار مصرف حدود 4 گرم پروتئین و نوع آمینو اسید و بیش از 20 نوع مواد معدنی مثل روی، آهن، فسفر و ریبوفلاوین ویتامینB2  وجود دارد. گوجی بری نسبت به هویج، بتاکاروتن بیشتری و نسبت به سویا و اسفناج، آهن بیشتری دارد در نتیجه یک منبع مهم برای رفع فقر آهن می‌باشد.
2. بهبود عملکرد سیستم ایمنی و مبارزه با سرطان
گوجی بری از لحاظ داشتن سطح بالای ویتامین C و ویتامین A شبیه به بلوبری و تمشک است. این میوه‌ها  توانایی بالایی در ایمنی و جلوگیری از بیماری‌های شایع مثل سرماخوردگی یا بیماری‌های مزمنِ جدی‌تر مثل سرطان یا کاهش بازسازی سلول‌های عصبی دارند.
در مورد آنتی اکسیدان‌های موجود در گوجی بری مثل کاروتنوئیدها مانند زیگزانتین و پیش سازهای ویتامین C، نسبت به سایر آنتی اکسیدان‌ها بیشتر تحقیق شده است. سطح بالای این ترکیبات در گوجی بری باعث مبارزه با سلول های سرطانی، مبارزه با رشد تومور، کاهش سطح سیتوکین های التهابی و زدودن سموم از بدن می‌شود.
گوجی بری هم چنین دارای پلی ساکارید و ترکیبات گلیکوکانژوگیت است که خاصیت ضد توموریِ سیستم ایمنی و فعالیت آنتی اکسیدانی در مغز، کبد، اندام های تناسلی و دستگاه گوارش را گسترش می‌دهد. گزارش‌ها حاکی از آن است که گوجی بری خواص ضد پیری دارد و  فعالیت های ضد تومور در برابر انواع مختلفی از سلول های سرطان پوست  به وسیله‌ی مهار رشد تومور و القاء آپوپتوز دارد.
3. سلامت پوست:
 گوجی بری مملو از بتا کاروتن( رنگدانه موجود در گیاهان و میوه‌ها) است که به سلامت پوست و حتی مواردی نظیر درمان سرطان پوست کمک می‌کند.
در یک مطالعه توسط دانشکده علوم دامپزشکی در دانشگاه سیدنی، مشخص شد که نوشیدن 5 درصد آب گوجی بری منجر به فعالیت‌های آنتی اکسیدانی مثل حفاظت در برابر بیماری های پوستی و فعالیت‌های پراکسیداسیون لیپیدی در برابر آسیب اشعه‌ی UV می‌شود. دو آنتی اکسیدان شناخته شده‌ی مربوط به پوست هماکسیژناز-1 و متالوتیونین هستند.
نتایج نشان می‌دهد که نوشیدن آب گوجی بری باعث حفاظت در برابر رادیکال‌های آزاد خورشید می‌شود. این میوه برای افراد مستعد به سرطان پوست حفاظت پوستی فراهم می‌کند.
4. سلامت چشم:
گوجی بری منجر به حفاظت از چشم در برابر بیماری‌های چشمی مرتبط به افزایش سن مثل دژنراسیون ماکولا که علت اصلی نابینایی در افراد مسن است، می‌شود. این میوه یک درمان طبیعی برای دژنراسیون ماکولا است و باعث توانایی دیدن می‌شود زیرا دارای سطح بالای آنتی اکسیدان‌ها ( به خصوص زیگزانتین) است که مانع از آسیب‌های ناشی از نور UV، رادیکالهای آزاد و دیگر اشکال استرس اکسیداتیو می‌باشند.
یک مطالعه‌ی چاپ شده در مجله‌ی بینایی سنجی و چشم انداز علوم بینایی بیان کرده که نوشیدن روزانه‌ی آب گوجی بری به عنوان مکمل غذایی به مدت 90 روز باعث افزایش قابل توجه زیگزانتینِ پلاسما و سطح آنتی اکسیدان‌ها می‌شود که از چشم‌ها در برابر تجمع ترکیبات اکسیداتیو که آسیب رسان به ماکولا است، حفاظت می‌کند. سایر مطالعات نشان می‌دهد که گوجی بری با حفاظت از شبکیه‌ی چشم منجر به سلامت چشم می‌شود بنابراین آنتی اکسیدان‌های گوجی بری یک درمان طبیعی برای گلوکوم هستند.
5. تثبیت قند خون:
گوجی بری با کنترل ترشح قند خون برای افراد دیابتی بسیار مناسب است. مدارک و شواهد گویای این است که گوجی بری کاهنده‌ی میزان قند خون و باعث حساسیت انسولین برای افزایش قدرت پاسخگویی به گلوکز  است. بنابراین یکی از بهترین گزینه ها برای کسانی است که مشکل تنظیم قند خون دارند.
کاهش مصرف قند و افزایش پاسخگویی به انسولین در رشد دیابت برای بسیاری از کشورها مهم به شمار می‌رود بنابراین این میوه یک جایگزین عالی برای میان وعده و یک افزودنی مناسب برای شیرین کردن است.
6. سم زدایی کبد:
بعضی ‌ها معتقدند که گوجی بری از کبد محافظت می‌کند و با گیاهان سنتی مثل شیرین بیان در پاک سازی کبد موثر است. به همین دلیل در سوپ برای شیرین و دل چسب کردن غذا برای بیماران استفاده می‌شود.
به نظر می‌رسد که بهترین ماده برای سلامت کبد و کلیه‌ها باشند و منجر به افزایش نشاط و قوت می‌شوند. این میوه هم چنین برای درمان سنگ کلیه و پاک سازی خون استفاده می‌شود.
7. حفظ انرژی:
در یک مطالعه بیان شده که نوشیدن آب گوجی بری منجر به افزایش سطح انرژی و بهبود خلق و خو و دستگاه گوارش می‌شود. در یک مطالعه شرکت کنندگانی که به مدت دو هفته آب گوجی بری را نوشیده‌اند از لحاظ سطح انرژی و احساسات عمومی و بهبود دستگاه گوارش بهتر عمل کرده‌اند. می‌توانید این میوه را به عنوان میان وعده‌ قبل از تمرین برای افزایش بنیه استفاده کنید.
8. افزایش باروری:
چینی‌ها معتقدند که مصرف گوجی بری به افزایش باروری کمک می‌کند. به نظر می‌رسد که این میوه باعث افزایش تعداد اسپرم و تحرک آن‌ها می‌شود. مدارک نشان می‌دهد که گوجی بری باعث درمان ناباروری نی که مبتلا به نارسایی زودرس تخمدان و عدم توانایی در تخمک گذاری هستند نیز می‌شود.
همان‌طور که می‌دانید گوجی بری منجر به بهبود خلق و خو، کاهش استرس و التهابات می‌شود در نتیجه پزشکان روزی 15 گرم برای حفظ تعادل هورمونی توصیه می‌کنند.
نتایج یک مطالعه نشان می‌دهد که این میوه از بافت بیضه در برابر آسیب‌های ناشی از در معرض آفتاب قرار گرفتن کمک می‌کند و منجر به افزایش فعالیت آنتی اکسیدانی سوپراکسید دیسموتاز در دستگاه تناسلی، افزایش سطح هورمون جنسی و محافظت در برابر آسیب اکسیداتیو DNA می‌شود. این یافته‌ها به نظریه‌ی درمان ناباروری توسط این میوه قوت می‌بخشد.
گوجی بری بدون شک قویترین چربی سوز دنیاست که از نظر قدرت و سرعت چربی سوزی نظیر آن در طبیعت یافت نمیشود و برعکس قرص و شربت های لاغری که باعث ایجاد مشکلات فراوان میشود سراسرفایده است برای بدن.
تأثیر گوجی بـری بر کاهش وزن 6 – 4 کیلوگـرم در مـاه مـی باشد. یکی از اصلی ترین مواد تشکیل دهنـده قرص های لاغری گیاهی، عصاره گوجی بری است و از اثرات فوق العاده ديگه اين ميوه از بين بردن چربى كبد و بهبود عملكرد كبد و كليه و پاكسازى عروق و تنظيم قند خون نام برد
گوجی بری دارای غنی ترین منبع مواد مغذي در بین میوه ها و تمامی خانواده بری ها بری ها می باشد و حاوى ١٨ آنزيم است كه ١١ مورد آن براى بدن ضرورى است و بعنوان یک میوه شگفت انگیز بویژه در درمان و پیشگیری بیماری سرطان بسیار مؤثر است.
این میوه خاص، طعـم شیرینی دارد و میتوان طعم آن را بین قیصی و عناب توصیف کرد و خشک شده آن مـانند کشمش مـی باشد.
همچنين در شاداب سازى و جوانى پوست بسيار عالى عمل مي كند.
این میوه کمیاب و گران قیمت در سالهای اخیر در کشورهای غربی معرفى شده است.
گوجـی بـری دارای بالاترین سطـح آنتی اکسیدان ORAC  در بین میوه هـاست. این آزمایشات تـوسط دانشکده کشاورزی ایالات متحده و دانشگاه تافتز TUFTS بوستـون مـورد بررسی و تأیید قـرار گرفتـه است و تأثیر آن در جلوگیری از رشد و عدم پیشرفت سلولهای سرطانی و کاهش عوارض شیمی درمـانی که به دلیل خواص anti tumorigenic مانع تشکیل تومور و رشد آن می شود، اثبات شده است.
طبق تحقيق دانشگاه ايالتى ماساچوست ميزان مرگ و مير بر اثر سرطان و مشكلات قلبى در مناطقى كه اين ميوه به صورت طبيعى در غذاى آنها جاى دارد تقريبا نزديك به صفر است كه اين موضوع باعث حيرت محققان گرديد،ميزان اضافه وزن و مشكلات كبدى و كليوى نيز بسيار به ندرت در آنها وجود دارد و همچنين اكثر اين مردم داراى پوستى شفاف ميباشند و همه اينها از معجزات استفاده مداوم از اين ميوه شگفت انگيز و فوق العاده مي باشد.
۱۵ برابر اسفناج آهن دارد و ۱۰ برابر هویج ویتامین آ و بتاکاروتن
۲۵ برابر لیمو آنتی اکسیدان دارد و قویترین دشمن سرطان و ۵۰ برابر پرتقال ویتامین سی دارد و هم کبد چرب و پاک می کند، هم پوستتون و شفاف می کند.
گوجی بری منبع عالی از ویتامین ها و مواد معدنی، از جمله ویتامین C، فیبر، آهن، ویتامین  A، ف روی، آنتی اکسیدان ها است.
توت ها اغلب حاوی ۸ اسید آمینه ضروری بدن هستند.
با خوردن روزانه این میوه می توانید تا ۱۰ درصد نیاز بدن به پروتئین را فراهم کنید. که این مقدار برای میوه شگفت آور است
کربوهیدرات موجود در گوجی بری از کربوهیدراتهای پیچیده است.
این بدان معنی است که قند خون شما به آرامی افزایش می یابد.
پس گوجی بری خطر ابتلا به بیماری های قند را کاهش می دهد.
دیگر مزایای گوجی بری: درمان دیابت، تنظیم فشار خون، درمان  بیماری های عفونی و بیماری های شایع مثل سرماخوردگی و یا تب.
در طب سنتی چینی از این گیاه برای مبارزه با افسردگی و اضطراب یا اختلالات شخصیتی استفاده می شد.
گوجی بری یک منبع بسیار خوب از آنتی آکسیدانها به نام بتا کاروتن است. که این آنتی اکسیدان به محافظت از پوست و سلامت چشم کمک می کند.
گوجی بری و مبارزه با سرطان:
در گوجی بری مانند دیگر انواع توت شامل بلوبری و شاتوت سطح بالایی از آنتی اکسیدان ها، ویتامین C و ویتامین A  وجود دارد.
از آنتی اکسیدانهایی که در میان منافذ گوجی بری وجود دارد، به عنوان یک عامل اصلی برای مبارزه با سلول های سرطانی، مبارزه با رشد تومور، کاهش سطح التهابی سیتوکین و سم زدایی از بدن از سموم مضر یاد میشود.
 اگر به دنبال یک میوه مغذی برای اضافه کردن به رژیم غذایی خود هستید، بدون تردید گوجی بری می تواند منبع خوبی از ویتامین ها و مواد معدنی و پروتئین های متراکم باشد.
گوجی بری‌ها را در چین هر ساله با جشنواره‌ی تابستانی برداشت می‌کنند. این گیاه به آبیاری زمین و کنترل فرسایش خاک و بیابان زدایی کمک می‌کند.
در چین به عنوان یک غذا پخته و با برنج، ژله بادام و سوپ چینی، با مرغ یا گوشت خوک، سبزیجات، و دیگر غذاهای گیاهی مفید مانند سیب زمینی شیرین و یا ریشه شیرین بیان استفاده می‌شود.  این میوه‌ها نیز به عنوان یک چای گیاهی جوشانده می‌شوند و یا آب میوه های مختلف از آن‌ها ساخته می‌شود.
مزایای دیگرِ گوجی‌بری تغذیه و سم زدایی کبد و کلیه است که تاثیرات مثبتی روی کانال کبدی و کانال کلیه دارد. گفته شده که به بهبود عملکرد چشم، باروری، انرژی و آرامش ذهنی کمک می‌کند. در چین از اجزای مختلف گوجی برای درمان بیماری‌های مختلف استفاده می‌شود و یک غذای محبوب است.
گوجی بری باعث افزایش سطح انرژی، عملکرد ورزشی، کیفیت خواب، توانایی تمرکز در فعالیت‌ها، تیز هوشی، آرامش، احساس سلامت، رضایت و شادی، و کاهش استرس می‌شود.

نحوه مصرف گوجی بری:
این توت قرمز مزه شیرین همراه با کمی ترش دارد و اغلب به شکل خشک مانند کشمش مصرف می شود.
دستورالعمل مصرف گوجی بری بسيار ساده است:
صبح قبل از صبحانه بيست تا سى عدد(دو تا سه گرم)
در طول روز بيست تا سى عدد(دو تا سه گرم)
شب قبل از خواب هم بيست تا سى عدد(دو تا سه گرم)
به همين سادگى و بدون رژيم و ورزش علاوه بر اينكه وزن كم مي كنيد سيستم ايمنى بدن را به شدت تقويت كنيد.
توجه كنيد كه اين ميوه خشك بدون شكر افزوده است و قرص و شربت لاغرى نيست كه داراى عوارض جانبى باشد و بر عكس سراسر منفعت است براى بدن.
اين ميوه هيچگونه محدوديت مصرفى ندارد، مي توانيد با سالاد یا ماست ميل كنيد، در كيك و كوكى استفاده كنيد،دم كنيد يا خالى مثل تنقلات مصرف كنيد.
همچنين هيچگونه ممنوعيت مصرفى براى هيچ گروه سنی ندارد از بچه سه سال به بالا تا افراد مسن ۸۰ ساله (تنها محدودیت مصرف برای خانم های باردار و شیرده هست که آن هم به دلیل اشباع بسیار بالای ویتامین آ میوه ست).
گوجی بری به صورت تازه، خشکبار، آب میوه و عصاره مصرف می شود. علاوه بر میوه، برگ های این گیاه هم به عنوان دمنوش مورد استفاده قرار می گیرد.
راه‌های زیادی برای تبدیل گوجی به یک وعده‌ی غذایی محبوب وجود دارد، می‌توان آن‌ها را هم به صورت خام و هم به صورت خیس شده در آب داغ به طوری که کمی چاق شده باشند، میل کرد. یک راه دیگر اضافه کردن چند قاشق غذا خوری از آن‌ها به بلغور جو یا ماست و یا سالاد است.
اگر شما علاقمند به پختن گوجی هستید به خاطر داشته باشید که باید از نوع خشک آن استفاده کنید مثلا به سس شیرین یا به عنوان چاشنی به سبزیجات بو داده و یا بسیاری از دسرها اضافه کنید.
گوجی بری دارای طعم شیرینی اما کمی ترش شبیه به بلوبری است. چند راه آسان برای اضافه کردن گوجی به وعده های غذایی:
دستور تهیه سالاد مقوی هویج برای 4 نفر:
مواد لازم :
10 عدد هویج بزرگ خرد شده
1 فنجان گوجی بری خشک شده
4 عدد سیب سبز، خرد شده
1 فنجان گردو
3 قاشق غذا خوری خردل دیژون
4/1فنجان آب لیمو تازه
4/1 فنجان شربت افرا
1 قاشق چای خوری فلفل
1 قاشق چای خوری نمک
همه‌ی مواد را باهم مخلوط کنید، دسر سرد سرو می‌شود.
هم چنین می‌توانید گوجی بری را به صورت خشک یا پودر شده به صبحانه یا میان وعده‌های خود اضافه کنید.
آیا خوردن گوجی بری خطرناک است؟
گوجی بری خشک شده مثل همه‌ میوه‌های خشک مقدار کمی قند دارد بنابراین باید مقدار مصرف آن را کنترل کرد چون برای افرادی که تعادل قند خون ندارند مناسب نیستند. این میوه مانند همه‌ میوه‌ های خشک می‌تواند قند را بالا ببرد.
افرادی که از داروهای رقیق کننده‌ خون یا مخصوص دیابت استفاده می‌کنند با خوردن گوجی ‌بری ممکن است واکنش منفی نشان دهند. گوجی آلرژن نیست و برای کودکان مناسب است اما اگر شما نسبت به توت‌ های دیگر آلرژی دارید بهتر است که قبل از استفاده با دکتر خود م کنید.
گوجی ‌بری کم کالری، بدون چربی و یک منبع خوبی از فیبر و مواد غذایی آنتی اکسیدانی است که به مبارزه علیه بیماری‌ها، تنظیم وزن و گوارش بهتر کمک می‌کند. معمولا به صورت خام، خشک، خیس شده در آب و یا به شکل پودر خورده می‌شود. گوجی ‌بری دارای طیف گسترده ای از مواد مغذی گیاهی، ویتامین ها و مواد معدنی است به همین دلیل برخی متخصصان تغذیه آن را سوپر غذا می‌نامند.
گوجه بری دارای غنی ترین منبع مواد غذایی در بین میوه ها از جمله خانواده بری ها یا تمشک هاست.
هم چنین گوجی بری خشک شده به عنوان یک میان وعده با پروتئین بالا هم استفاده می‌شود که دارای دوز بالایی از فیبر، بیش از 20 نوع ویتامین مختلف و مواد معدنی و آنتی اکسیدان‌ها است.
وزارت کشاورزی آمریکا خصوصیات غذایی گوجی بری را بیان نمی‌کند و معتقد است که خصوصیاتش بستگی به نوع، تازگی و طریقه‌ی نگهداری آن دارد، منابع مختلف عقیده دارند که گوجی ‌بری دارای درجات مختلفی از مواد مغذی است.

 

منبع و ارائه در بسته های یک کیلویی ؛

 فروشگاه پست ایران

 

 


چند روزیست در حال ماموریت تهران هستم و امشب بعد از سپری کردن یک روز خسته کننده و پر ترافیک در خوابگاه مشغول انجام یک سری کارهای مالی و اداری هستم .

از سر شب پشه ای دور و برم تاب می خوره اما خدا وکیلی سعی نکرد نیشم بزنه ، نمیدونم چرا شاید بخاطر سردی هوا حال نداره ، اولین بار بود با پشه ای برخورد می کردم که بر عکس تمام پشه هایی که در عمرم دیدم عمل کرده و به راحتی از کنارم گذشت .

تا به حال پشه ای نبوده که بنده را ببینه و مورد عنایت قرار نده ، برایم خیلی غیر قابل باور و جای سوال بود که مقداری از خونم نمکیده و برود ؟!

البته داخل این آپارتمان هوا آنقدرها سرد نیست و کسی غیر از من در اینجا حضور نداره ، نمیشه گفت بی میلی پشه ی محترم نسبت به نیش زدن بنده از روی سیری ایشان بوده ، بگذریم حدودا دو ساعتی طول کشید تا کارم تموم شد و توی این مدت بارها به سراغم اومد و سربسرم گذاشت ، اینم با ما شوخیش گرفته ، خدا را شکر که بنده خدا کاری باهام نداشت و فقط شیطنتش باعث میشد حواسم رو جمع تر کنم .

گرسنه شدم ، داشتم شاممو گرم می کردم ( منظورم ؛ نصف النهاره ) که همسرم از شهرمون زنگ زد و گفت اومدم بیرون واسه خرید و درجه ی آب ماشین تا آخر اومده بالا ( منظورش؛ جوش آورده ) و نمیدانست چی کار کنه ، گفتم فقط دو روزه که این ماشین از تعمیرگاه ترخیص شده ، تمام کاراش انجام شده و منطقا نباید این اتفاق بیفته ، به هر حال ، گفتم صبر کن تا به مکانیک مربوطه تلفن بزنم و راهنمایی بگیرم .

مکانیک گفت ؛ با توجه به سردی هوا ، ( آخه این روزها هوای مشهد به مراتب از تهران سرد تره ) ،  ماشین را خاموش کنند و پس از پایین آمدن درجه ی آب تا منزل بروند اشکالی نیست ، ان شاءالله فردا صبح در خدمتتون خواهم بود .

بالاخره توی این کشمکش و تلفن بازی تا وقتی که عیال و ماشین به سلامت به منزل برسند ، خدا را شکر ، شام مربوطه از دهن افتاد و اصلا نفهمیدم که چی خوردم .

 حالا ، ساعت تقریبا نزدیک ۲۳:۰۰ بود و رفتم که بخوابم ، اما حواسم به حضور پشه محترم در مهمانسرای شرکت بود ، مثلا با زیرکی لامپ هال را روشن گذاشته و فکر کردم ، طبیعتا ایشان در قسمت نورانی مستقر می شوند و بنده به آرامی در اتاق تاریک و مصون از مزاحمت پشه می خوابم . 

الهی به امید تو

ساعت ۱:۵۰ بامداد صدایی شبیه به حمله ی بمب افکن های فیلم های سینمایی مربوط به جنگ جهانی دوم ، نزدیک گوشم احساس کردم . بله لطف فرمودند و از خواب بیدارم کرد . 

در دلم خطاب به ایشان گفتم ؛ بنده که قصد بدی نسبت به جناب عالی نداشته و ندارم ، مگر مرض داری که مزاحمت ایجاد میکنی ؟!

پشه ی باهوش و زرنگیه ، منو شناخته و ظاهرا فهمیده که ه کش موجوده و نمیخوام از آن استفاده کنم . نمیدونم شاید فکر منو خونده و میدونه باهاش کاری ندارم البته منم مطمئن هستم که او نیز قصد بدی نداشته چرا که نیشم نزد و فقط بیدارم کرد .

منم کم لطفی نمی کنم حالا که بیدار شدم ، در مورد ماموریتش مینویسم تا معروف شود .

اولین پشه ی بی آزاری بود که تا کنون با او برخورد کرده ام .

ای کاش رفتار این گونه پشه ها درس عبرت برخی از آدم های این دوره و زمونه بشه.

خدا یا بی نهایت شکرت بیداری ما از لطف و کرم توست

التماس دعا

 محمد جواد مخبریان Javad mokhberian 

۱۳۹۸/۰۸/۱۹

 

 

 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

مشاوره و اطلاعات دارویی دکتر فاریابی